چند روزی است که آتش بس شده است و از آن روز حال من بهتر شده است. اما باورم نمیشود که این جنگ میتواند ادامه داشته باشد. باورم نمی شود که حالا بیشتر از چهل روز هست که اینترنت در خانه ام قطع شده است. نود میلیون آدم ارتباط . شان از جهان کنده شده است.
به رختخواب رفتم
و چشم هایم را بستم
پوچی گرم
و سیاه خواب سراغم آمد
و روح مرا گرفت و تنگ در آغوش فشرد
تا مدتی که می توانست ابد باشد یا چند لحظه
بعد رویا دیدم در مرغزاری زندگی می کردم
که سبز بود و آرام
در مزرعه ای زندگی می کردم و همسری داشتم با سه بچه
یک روز سه بمب افکن آمد
آنها از بالای کوه پایین آمدند
وقتی بمب افکن ها رسیدند
مرغزار از بین رفته بود
ریچارد براتیگان