counter

counter


[Enter Post Title Here]


عکس مرده ای پاره می شود ، هزاران نفر مشت گره کرده به خیابان می ریزند و مرده باد فتنه گر روانه ی این و آن می کنند .
هزاران زنده را می میرانند لکن هیچ سکوتی شکسته نخواهد شد.
سرشان را به عمق چندهزار پایی در برف فرو می کنند و به روزمرگی شان ادامه می دهند.
آری ؛ اینجا شهر مردگان است که هر صبح مترسکانی چند، روانه ی کوچه و بازار می شوند.
می نالید از اینکه ،جریمه شده،... ممنوعه آمده بود و گروهبان برایش خط و نشان کشیده بود که فردا باید برود رودکی ، نزدیک میدان آزادی .
به سروان گفته بود که کارش مسافرکشیه و این لکنده حکم نان شبش را دارد که واسش ننویسه ولی نوشته بود .
مسافری که جای شاگرد راننده نشسته بود غر ولند وار گفت: آره،تخم سگها .همه جا مثه مور و ملخ ریخته اند، این افسرها ظهر میروند عشق و حال با دوستاشون ،شب که میشه بیکار میشن ، میآین پی دفترچه پر کردنشون
وقفه ای میان دیالوگ ها
.- رادیو پیام اخبار ترافیک را از بلندگوی عقب پخش می کند- شمال به جنوب مدرس ترافیک سنگین به علت تصادف منجربه فوت(یک نفرمرد، دیگر نفس نمیکشد، چه اهمیتی دارد !!!) رانندگان محترم....
راننده همچنان غرولند میکرد، مرد موجوگندمی گفت:
میدونی اّه و اوه کردن ، ناله و حرص خوردن فایده نداره ،یا باید قبول کنی که خیر در این بوده و ماشا الله
یا قبول کنی که خبط کردی و بگی عشق است خطا کرده ام و پاش وا می ستم
وگرنه بخوای آه و ناله کنی هیچ فابده ای ندارد جز اینکه بیشتر ضرر کنی .
ببخشید آقا، چقد می شه ؟ من سر لادن پیاده می شم ...

به یاد بهنود شجاعی

لا شخور ها !


بالهایتان تنگ تر !


در بهشت جا کم است




گفتم تنگ تر


چرا بالهایتان خیس است


چرا بالهایتان از ترس مرده




می بینید


باز


آسمان سرخ است از خون کشتار


باز




ستاره ها را سر بریده اند


.

جهان




گوش گنده اش را


گوش پر ستاره پر کنه اش را


بر روی دست گذاشته است


خفته است




مایاکوفسکی